خوشبختانه نام امیر ارجینی و حسین صفا برای هیچ هواداری نا آشنا نیست .

بله ترانه سرایانی که سالیان ساله که همراه محسن عزیز احساسات هزاران هوادار رو به وجد آوردن .

محسن . حسین و امیر وقتی در کنار هم قرار میگیرند . تبدیل به موفق ترین و محبوب ترین گروه هنری حال حاظر ایران میشوند

گروهی که رسیدن به آنها آرزویی دست نیافتنی برای بقیه ی هنرمندان شده.

شاید تنها اشخاصی که هیچ وقت خودشان را به سمت تجارت و بازار نزدیک نکردند

همیشه برای دل خودشان کار کردند و به این نکته ایمان داشتند که :

هنر برای ابراز احساسات هنرمند است نه پله ایی برای کسب و کار !! و رسیدن به پول !!

همه اینهایی که خوانده ام خودم هستم : (محسن چاووشی مصاحبه با مجله تازه)

"تکرار " این همان مسئله ایی بود که بسیاری از هنرمندان و خواننده ها و ترانه سرایانی که زمانی در اوج بودند را به حاشیه کشاند و کم کم از دور خارج ساخت .

اصلا مگر میشود هم خودت باشی و هم حرفهایی جدید برای گفتن داشته باشی ؟

اما حسین صفا و امیر ارجینی ثابت کردند که میتوانند باز هم سنت شکنی کنند و از پس این مسئله برآیند .آنها خودشان ماندند اما تکرار نشدند !

خب یه فلش بک میزنیم به قبل از آمدن یه شاخه نیلوفر

خب وقتی محسن چاووشی اعلام میکند : در یه شاخه نیلوفر شاهد فضایی جدیدتر هستیم . حق بدید که کسی نتونه تصور کنه جدید مساوی عوض شدن نیست !!!

جدید به معنی کنار گذاشتن اصول وپایه شخصیتی نیست !!

جدید شدن به معنی پشت کردن به گذشته نیست !!

برای همین این برداشت شخصی خودشون رو به عنوان خبر در مجلاتشون درج کردند

محسن و امیر و حسین ثابت کردند که جدید شدن پشت کردن به گذشته نیست.........

نه عزیزان . لنگه کفش و کفتر چاهی ماندند اما با عصای شکسته تلفیق شدند !

گلایل های غم زده مان هنوز هم بوی تنهایی میدن اما با یه شاخه نیلوفر یکی شدند و حالا حالا ها حرفهای زیادی برای گفتن دارند .

دوستان گلم ، حسین صفا و امیر ارجینی باز هم از دلشان گفتند اما تکراری نشد چون دل آنها بزرگتر از اینهاست. هزاران هزار هوادار سالیان درازی رو در دل نوشته های این دو عزیز به سر خواهند برد بدون حس کردن گذشت زمان !

این چیزی است که با کمی نگاه به گذشته میشه فهمید .

ترانه سرایان چاووشی درزیرعینک زمان :

حسین صفا از کفتر چاهی تا عصا : به سادگی به این نکته میرسید که او یک کارگردان فضا ساز است .

شاید قبل از اینکه ترانه ایی بسراید بیشتر به فضایی که قرار است بسازد فکر میکند

کارگردانی خلاق که ذهن شما رو درگیر همان چیزی میکند که میخواهید اما با فضاهایی عجیب و نو !

شاید اینها بزرگترین مشخصه های ترانه هایش باشد :. فضاهای شیک و غیر قابل پیش بینی . کنایه گویی و استفاده از القاب .

آثارش رو کمی مرور میکنیم : کفتر چاهی من ... تنگ بی ماهی ... یه لنگه کفش پاره ... ببخش عروس قصه ... ای خلیج یخ زده ...... کوچه هم تموم نشه ..... به خونه خیال من جون بده ...... آینه پینه بسته .... قله خوشبختی ......یه میز بی صندلی ...... حیات سرد پاییز .... تا همیشه پا به پای هم باشیم ........ گریه نکن عصای من ... کلاف سر در گم ..

باور کنید نمیشه فضاهای بعدی این استاد ترانه سرای کشور رو حدس زد !!

اوبه سادگی تمام میتواند احساسش را منتقل کند اما در پیچیده ترین حالت و دور افتاده ترین فضایی که میشه حدس زد !!!

بدون تو سنگم /کنار تو ابرم

چقدر زیبا انسان بی ارزش را به سنگ و انسان با ارزش را که در اوج قرار دارد به ابر بارونی تشبیه می کند

وقتی که از کفتر چاهی سخن گفت . قبل از اینکه به دل افسرده من برسد . همه فهمیدند که مخاطب کسی جز خودش نیست !!!!

از نکات قابل توجه در مورد حسین صفا استفاده ی مکرر ازواژه ی کابوس است.

فقط یه کابوس کشنده مونده برام.

تنها بودن یه کابوس شومه

مثل یه کابوس اومدی و رفتی


وقتی که داستان غم انگیز یه لنگه کفش پیر و درب و داغون رو برامون باز گو کرد از همان ابتدا فهمیدیم که سخن از دردهای اجتماعی یا داستان سرایی نیست . از همان اول هم تونستیم با لنگه کفش تنهای حسین صفا هم ذات پنداری کنیم حتی قبل از گفتن
:

دیدم که زخمهاش همه از غربته / مثل خودم خسته و بی طاقته !

صفا بالاتر از یه ترانه سرا است . او جادوگر است . کارگردان صحنه هایی کاملا رویایی و تکرار نشدنی که حرفهای دلش را با قشنگ ترین و دور افتاده ترین مثال ها بیان می کند !

از کفتر چاهی تا عصا با او بودیم . خسته نشدیم بلکه تشنه تر شدیم . باز هم همان جمله اول : او تکرار نشد ولی خودش باقی ماند !

امیر ارجینی : آهای تو که ..............

اصولا ساده میگوید . کم حرف .گزیده سخن گفته ولی عمیق و سوزناک !

بسیار پای بند در اصول قافیه و ترانه که البته این مشخصه کار رو برای محسن عزیز راحت تر میکنه . حتی اکثر ترانه هاش رو بدون ملودی هم میشه زمزمه کرد .

قبل از آمدن آلبوم ترانه( دلتنگی) در مجله چهل چراغ چاپ شد . با اینکه کسی ملودی

این کار رو نشنیده بود اما به راحتی میتونست این ترانه رو بخونه

شاید اینها بزرگترین مشخصه های ترانه هایش باشد : مخاطب گرایی فوق العاده شدید ! پای بندی در اصول .بر مبنای واقعیت به شعرش جان میدهد .

به راحتی و دور از کنایه احساسش را بیان میکند.

یه مرور مختصر : آهای تو که این همه دوری از من ..... رفیق من سنگ ... آهای تو که به

خوابی .....دلم میخواد خودت بیای ........ تو و فاصله باهم ...... به تو تبریک میگم ....... آهای همیشه و هنوز...... و ...

3ترانه با لفظ آهای تو .... شروع میشود که بیان گر علاقه آقای ارجینی به مخاطب گرایی است

کمتر کسی می تواند مثل امیر ارجینی حس و حال خود را باه شیوه ای زیبا – روان و ساده در شعر بگنجاند.

بعد از فوت برادرش می گوید:

آهای تو که بخوابی عمیق و سرد درفتی

تو قلبا سبز موندی اگرچه زرد رفتی.

گویی می خواهد شعر را با دو رنگ سبز و زرد نقاشی کند.

عمق حرفهایش درکنار سادگی بیانش آنچنان مخاطب را با خودش میبرد که هر بار ترانه هایش رو میشنویم انگار هنوز اولین بار است که به گوشمان میرسد !

ساده تر و جذاب تر از آنی است که عموم مردم ترانه هایش را درک نکنند ! هر کسی به راحتی میتونه خودش رو در ترانه های ارجینی پیدا کنه . فقط با یه بار گوش کردن .

البته جسارت عجیبی در بیان احساساتش دارد . به راحتی و بدون هیچ ترسی با مخاطبش حرف میزند . میدان را به صحنه گفتگو تبدیل میکند بدون اینکه ذره ایی از مضمون شعر دور شود !!

قصه سنتوری رو همه یادمونه . اگر سنگ صبور امیر نبود شاید علی پرغم علی بی درد میشد !

خیلی ها گفتن : تصویر کارتن خوابی علی و ترانه امیر با هم بسیار زیبا میکس شده بود

اما باور کنید اگر این ترانه را بر هر صحنه دیگر فیلم سنتوری میکس میکردند باز هم حرفی برای گفتن داشت !


اما در یه شاخه نیلوفر : خیلی سعی کرده که کارش متفاوت تر باشد . با چرا و ناز خودش را از قید و بند قوانین دست و پا گیر قافیه راحت کرد

خب به نظر من این کار یه ریسک بوده شاید به دل خیلی از هواداران خوش نیاد ! طبیعیه !

تبریک : شروعی عجیب و تازه . کلامی بسیار جدید. والبته برای اولین بار ارجینی از کنایه استفاده کرد !

اما میرسیم به دلتنگی : باز هم همان ارجینی خودمان . این ترانه رو ورژن جدید صبوری میدونم !!!

آهای تو که این همه دوری از من / این روزها در حال عبوری از من

آهای همیشه و هنوز قلبم / خبر داری داره میسوزه قلبم ؟؟

با این تفاوت که نفرت و نامیدی صبوری "" این همه نفرت و بشوری .... و پشیمونی فایده نداره"""... جایش رو به عشق و امید و دلتنگی میدهد .(.... کاشکی بفهمی که عزیز جونی ............... وبیا که تنگه دلم...)

اسلام ولی محمدی : متاسفانه هنوز ترانه دیگری جز تو که نیستی از اون نشنیدم اما با همین ترانه اول ثابت کرد که جای خالی اش در بین این دو عزیز از اول هم حس میشده.

ای دل صاب مرده باز/ تورو خواب برده

پاشو از خواب و ببین / دنیاتو آب برده


در آثار حسین صفا مخاطب کم پیدا نیست ( با توام که داری .... کجاست بگو؟ .... بدون تو سنگم ... و ..) و همچنین آقای ارجینی فضاهای جالبی رو برایمان کارگردانی کردند ( تو دل یه مزرعه یه کلاغ رو سیاه .... به پای چوبی من.... تنگ بلوری ..... خاک بی حاصل .. دشت پر از گلا
یل.....

کلام آخر هم سخنی از استاد حسین صفا

امیر . محسن و من یه مثلث کوچیکیم با اظلاع بی نهایت به قول محسن :مثلث برمودا !

Image Hosting by Picoodle.com

 

+ نوشته شده در  دوم دی 1387ساعت   توسط پدرام |